![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
توقعــ زیادیــ نیستــ خواستنــ امنیتـ آغوشـ
تــــــــــــــو
و....
عشقیـــ کهــ زیر خطـ کمـــربنـد نباشــــــد
!!!!!
کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند
انگار در پس تنهایی
انگشتان آشنایی ساز مرا می نوازد
به وسعت لبخند آهنگین می شوم ...
نت های آرام ، کوتاه و مداوم ...
لحظه دلنشین می شود
آرام می شوم
....

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
برادران يوسـف وقتـي ميخواسـتند يوسف را به چـاه بيفکنند، يوسف لبـخندي زد.
يهودا (يکي از برادران) پرسيد: چـرا خنديدي؟ اينجا که جاي خـنده نيـست! يوسـف
گفت: روزي در فکر بودم چگونه کسـي ميتواند به من اظهار دشـمني کند با اينکه
برادران نيرومندي دارم! اينک خداوند همين برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که
نبايد به هيچ بنده اي تکيه کرد.
.: Weblog Themes By Pichak :.