تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 00:39 | نویسنده : rezvane

روی قبرم بنویسید...

موریانه ها زهر مارتان باشد

این تن که میخورید

پر از ارزو های شیرین بود...

.

.

.

چای مینوشیدم

یکباره"دلتنگ" شدم

بغض کردمو و اشک در چشمانم حلقه زد...

همه با تعجب نگاهم کردند!

لبخند تلخی زدم و گفتم

"چقدر داغ بود"...




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید